پژوهش چرا فرهنگ کار گروهی (جمعی) در ایران ضعیف است؟

۸,۰۰۰ تومان

رمز موفقیت جامعه در کار گروهی است و رمز موفقیت گروه در مسئولیت پذیری و اساس کار گروهی بر اعتماد، گفتگو، تعامل با دیگران و حفظ خود و همگروهی‌ها در شرایط بحران.

توضیحات

چکیده:

کارشناسان علوم اجتماعی بر این باورند که مهترین عامل توسعه درهر کشوری، ابزار، فناوری و پول نیست بلکه شاخص‌ترین محور توسعه در هر کشور، نیروی انسانی است، زیرا اتحاد و همکاری این نیروها می‌تواند موانع پیشرفت و آبادانی را سریع‌تر و با زحمت کمتر از سر راه بردارد. همین کارشناسان علت اصلی عدم موفقیت کشورهای جهان سوم را به ضعف مدیریت و برنامه ریزی، عدم انسجام در کار کرد نیروها و به طبع آن اتلاف انرژی و نیرو، چند صدایی بودن جوامع کاری و نظایر آن می‌دانند. دوران کنونی دوران تخصصهای متفاوت است. امروزه یک نفر به صرف اینکه در یک رشته تخصص یا فوق تخصص دارد نمی‌تواند در فعالیتهای آموزشی، اقتصادی، درمانی و … موفق باشد. دنیای امروز دنیای تیم‌های کاری است. رمز موفقیت جامعه در کار گروهی است و رمز موفقیت گروه در مسئولیت پذیری و اساس کار گروهی بر اعتماد، گفتگو، تعامل با دیگران و حفظ خود و همگروهی‌ها در شرایط بحران.

 

مقدمه:

امروزه بر هیچ کس پوشیده نیست که کار گروهی وهمکاری ، اساس و راه حل بسیاری از مشکلات است . بسیاری از کارها چه از نظر اقتصادی و چه از نظرماهیت و روش انجام آنها ، بصورت فردی به سرانجام نمی رسند و افراد ناچارند از کمک و یاری دیگران نیز بهره گیرند پیچیدگی علوم و شاخه های زیادی که هر علم دارد ، بار مالی ، صرف وقت زیاد ، نا آگاهی از زیرو بم قوانین و… سبب می شود فرد به این نتیجه برسدکه بدون کمک افراد لایق و آگاه نمی تواند آنچه را در اندیشه دارد به سرانجام برساند ، حال این اندیشه می تواند یک پروژه علمی – تحقیقی باشد ویا ساخت یک کارگاه تولیدی یا کارخانه و یا حتی ساخت یک خانه .

اما آیا ما می‌دانیم چگونه یک گروه خوب تشکیل دهیم؟ اهمیت اینکه بتوانیم گروهی دلخواه، همفکر و کارا، پیدا کنیم بسیار زیاداست. نمی‌دانم مسابقات ورزشی دوران دبستان را یادتان هست ؟ سرگروهها اغلب به دنبال افرادی بودند که قدرت زیاد داشته باشند ودونده وفعال باشند و برای رسیدن به این هدف حتی برخی اوقات قید دوستان خود را می زدند .

متخصصان معتقدند، جوامعی در کار گروهی موفق هستند که چهار ویژگی را از دیدگاه جامعه شناسی داشته باشند:

۱ – تعاون و مشارکت را از کودکی در خانواده به کودکان بیاموزند وسپس سیستم آموزش پرورش آن آموزه ها را تقویت کند .

۲ – وجود سند چشم انداز بلند مدت به تک تک افراد می آموزد که برای رسیدن به هدف و صرفه جویی در وقت و هزینه باید به هم کمک کنند .

۳ – جوامع گروه گرا ، در برابر تغییرات و عقاید ، انعطاف پذیرند .

۴ – جامعه گروهگرا ،حتما باید سرمایه اجتماعی زیادی داشته باشد .

ملاکهایی مانند سطح رضایت اعضا از کار ، هماهنگی ساختار گروه ، سود حاصل از انجام کار به شکل گروهی و توانائی گروه در واکنش نشان دادن صحیح در زمان بحران هم برای سنجش میزان موفقیت گروه در نظر گرفته می شود .

اگر به ساختار اجتماعی و اقتصادی کشورهای پیشرفته نگاهی بیندازیم می بینیم که آنها ، در زمینه فعالیتهای گروهی بسیار موفق عمل کرده اند و از سالها قبل بسترهای مناسب برای مشارکت مردمی را در اداره امور کشورهای خود فراهم کرده اند و مدیریت در این کشورها ، نه فردی که مشارکتی است . یعنی مدیریتی که بر اساس نظام پیشنهادات شکل گرفته و سبب درگیر شدن کارکنان ، در تصمیم گیریهای استراتژیکی و تاکتیکی سازمان می شود .

اما سوال اینجاست که آیا ما در ایران توانسته ایم گروههایی تشکیل دهیم که مطابق با این معیارهای جهانی باشند ؟  تا بحال چند گروه موفق کاری تشکیل شده و توانسته دستاورد مهم و ارزنده ای را به جامعه تقدیم کند ؟ درایران چه تعداد کارخانه یا شرکت ، با سرمایه های اندک مردمی راه اندازی شده و فعال باقی مانده ؟ آیا سیستم مدیریت مشارکتی در کشور ما هم اجرا می شود ؟

بر هیچ کس پوشیده نیست که ما ایرانیها فرزندا نمان را برای نبرد و رقابت در جامعه تربیت می کنیم . تلاشمان این است ، تا در کلاس شاگرد ممتاز باشند یا در آزمونهای مدارس خاص پذیرفته شوند . اما آیا به همان اندازه به فرزندمان صبر و دوراندیشی ، همکاری و ترجیح منافع عمومی بر منافع و اغراض شخصی را نیز می آموزیم ؟
آنچه ما به کودکانمان می آموزیم سبک زندگی « یکه سالارانه » است که با مبانی کار گروهی در تضاد است .

و نتیجه این می شود که یک نفر رئیس می شود و عده ای زیر دست او کار می کنند . مشارکتی ،  در اداره امور شرکت یا اداره و سازمان دیده نمی شود ، زیرا مدیران از آشکار شدن ضعف های مدیریتی خود می ترسند و کارمندان از اخراج شدن یا بی فایده بودن ارائه پیشنهاد .

روسای سازمان ها و شرکت های دولتی یا خصوصی ؛ همیشه از بالا به کارمندان خود نگاه می کنند و کمتر پیش می آید نظرات یک کارمند جزء را بررسی کرده یا به ان بها دهند . این مطلب را می توان بوضوح در فیلم ها یا سریال های ایرانی هم دید .

بیش از ۶۰% زنجیره های فعالیتهای مشترک ، در ایران ، بدون نتیجه از هم می پاشد . نمونه آن کار گروهی نا امید کننده تیم های فوتبال ماست . گویی هرکس برای خودش می دود .

اما مشکل کجاست ؟ چرا ما نمی خواهیم و یا نمی توانیم در یک گروه منسجم شویم ؟ چه عاملی سبب شکل گیری و پویائی گروه می شود که ما از آن غافلیم ؟ و از همه مهمتر آیا مردم ما ، به اهمیت وجود گروه ها و فواید بی شمار آن واقفند ؟

توضیحات تکمیلی

تعداد صفحات

حجم فایل دانلودی

نوع فایل اصلی

نوع فایل دانلودی

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “پژوهش چرا فرهنگ کار گروهی (جمعی) در ایران ضعیف است؟”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

اطلاعات فروشنده